دانلود رمان

رمان فور یو , دانلود رمان , رمان عاشقانه , رمان , دانلود رمان عاشقانه , رمان طنز و کل کل , دانلود رمان جدید , داستان عاشقانه , دانلود رمان ایرانی

سلام مامان!چه طوري؟ - -سلام دخترم!برگشتي؟ - همينطور كه يقه ي مانتوم را در دست گرفته بودم و خودم را باد ميزدم ، گفتم: - -اوه.....اوه! چه قدر هوا دم كرده،مردم از گرما! - مادر با مهرباني نگاهي به چشمانم كرد و گفت : - عزيزم!برو لباستو عوض كن و ابي هم به سرو صورتت بزن،من ميرم ميز رو اماده ميكنم. نفس حبس شده ام را بيرون فرستادم و با بي حوصلگي پله ها روطي كردم،

به این رمان امتیاز دهید.
5 / 4
[ 11 رای ]
[ 32 امتیاز ]
بازدید : 2609 بار دسته بندی : دانلود رمان , دانلود رمان عاشقانه , تاريخ : سه شنبه 31 فروردين 1395 به اشتراک بگذارید : ادامه مطلب / دانلود