close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان عاشقانه ایرانی جدید - 27
رمان
  • رمان عاشقانه
  • رمان طنز و کلکلی
  • رمان هیجانی
  • رمان اجتماعی

دانلود رمان عاشقانه

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر عاشقانه قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های عاشقانه می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده آرشیو رمان های عاشقانه

دانلود رمان طنز و کلکلی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر طنز قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های طنز می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های طنز و کلکلی

دانلود رمان هیجانی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر هیجانی و پلیسی قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های هیجانی می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های هیجانی

دانلود رمان اجتماعی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر اجتماعی قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های اجتماعی می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های اجتماعی

دانلود رمان رییس کیه؟ (موبایل و PDF)

نوشته: شاتوت

دانلود از کافه نودهشتیا

دانلود رمان رییس کیه

خلاصه :

 

گاهی وقتا سالها برای رسیدن به چیزی تلاش می کنی
ولی در پایان می فهمی که اون چیز از سر آغاز کنارت بوده!
این تو بودی که در دور دست ها دنبالش می گشتی!….درمورد سرگردی که برای انتقام دنیال ریی میگردهه درحالی که ریییس….


به این رمان امتیاز دهید.
5 / 4
[ 40 رای ]
[ 174 امتیاز ]
ادامه مطلب / دانلود

دانلود رمان ترنم زندگی (موبایل و PDF)

نوشته :godness

دانلود رمان ترنم زندگی

خلاصه :

داستان درباره ی زندگی دختری است که تو کودکیش از مادر جدا شده و به دختر خواندگی عمه خودش در میاد و پس از مرگ عمه با خواندن دفتر خاطرات او پی به دلیل این جدایی میبره و از پدر خود متنفر میشه…..


به این رمان امتیاز دهید.
5 / 5
[ 25 رای ]
[ 123 امتیاز ]
ادامه مطلب / دانلود

دانلود رمان سرنوشتی از جنس شیشه

ژانر∶عاشقانه ، همخونه ای ، گاهی غمگنین

نویسنده∶ ShabnamMV شبنم مشاری کاربر انجمن کافه نودهشتیا

دانلود رمان رمان سرنوشتی از جنس شیشه

خلاصه : 

سرنوشتی از جنس شیشه روایت ۲انسانه که با لج و لجبازی مسیر سرنوشتشونو عوض میکنن. باغرورشون سرنوشتشونو تباه میکنن آنیتا و آرشان اوایل نفرت ولی بعد چی؟عشق..... به راستی که عشق میتونه سرنوشتی بهترو بسازه؟


به این رمان امتیاز دهید.
5 / 4
[ 11 رای ]
[ 64 امتیاز ]
ادامه مطلب / دانلود

دانلود رمان برگ ریزان خاطره ها

نویسندگان : کار دسته جمعی و گروهی کاربران انجمن نودهشتیا

تعداد صفحات : 214

خلاصه رمان :

یه دختر دانشجوی پزشکی که به خاطر اذیت و ازار یه شخص نامرئی دچار مشکلات روحی روانی قرار می گیره تا اینکه با عاشق شدنش آرامش به روحش برمیگرده، زمان می گذره و موقع اثبات عشقش امتحان سختی سر راهش قرار می گیره و همزمان ازارای اون شخص ناشناس بازم شروع میشه ، و سعی داره اونو عاشق خودش کنه


به این رمان امتیاز دهید.
5 / 2
[ 11 رای ]
[ 50 امتیاز ]
ادامه مطلب / دانلود

دانلود رمان عشق با طعم سادگی اندروید،pdf،آیفون

دانلود رمان عشق با طعم سادگی


به این رمان امتیاز دهید.
5 / 4
[ 78 رای ]
[ 367 امتیاز ]
ادامه مطلب / دانلود

دانلود رمان انتقام اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان انتقام


به این رمان امتیاز دهید.
5 / 3
[ 48 رای ]
[ 224 امتیاز ]
ادامه مطلب / دانلود

در یک میهمانی خانوادگی کیارش دولتشاه به قتل می رسد. تمام مدارک نشان می دهند قاتل، دختر نگهبان خانه است اما واقعیت چیز دیگریست…پایان خوش


به این رمان امتیاز دهید.
5 / 5
[ 164 رای ]
[ 763 امتیاز ]
ادامه مطلب / دانلود

یه دختری به اسم پرینازه که سال دومیه که می خواد کنکور بده و میره توی یکی از این کلاس ها و بر خلاف همیشه این استاد جوونه و طی یه سری اتفاقایی این استاد با اینا رفت و آمد خونوادگی پیدا می کنه و داستان از اونجایی شروع میشه که … پایان خوش


به این رمان امتیاز دهید.
5 / 5
[ 152 رای ]
[ 831 امتیاز ]
ادامه مطلب / دانلود

وزش باد ملایمی پیچک های چسبیده به جرز دیوارهای حیاط خانه را به رقص واداشته بود، با شدت جریان باد، رقص پیچک ها هم به اوج خود می رسید و با آرام گرفتن باد و باران، برگ های شسته شده از باران شب گذشته دوباره در جای خود قرار می گرفتند. نوای باد، سمفونی زیبای دانوب آبی یوهان اشتراوس را به یادش می آورد و رقص پیچک ها، همراهی دو پای نیرومند را با والسی آرام در نظرش مجسم می کرد.


به این رمان امتیاز دهید.
5 / 1
[ 34 رای ]
[ 127 امتیاز ]
ادامه مطلب / دانلود

سلام مامان!چه طوري؟ - -سلام دخترم!برگشتي؟ - همينطور كه يقه ي مانتوم را در دست گرفته بودم و خودم را باد ميزدم ، گفتم: - -اوه.....اوه! چه قدر هوا دم كرده،مردم از گرما! - مادر با مهرباني نگاهي به چشمانم كرد و گفت : - عزيزم!برو لباستو عوض كن و ابي هم به سرو صورتت بزن،من ميرم ميز رو اماده ميكنم. نفس حبس شده ام را بيرون فرستادم و با بي حوصلگي پله ها روطي كردم،


به این رمان امتیاز دهید.
5 / 3
[ 42 رای ]
[ 154 امتیاز ]
ادامه مطلب / دانلود