برای ورود به کانال تلگرام رمان فوریو کلیک کنید : Roman4u@
  • رمان عاشقانه
  • رمان طنز و کلکلی
  • رمان هیجانی
  • رمان اجتماعی

دانلود رمان عاشقانه

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر عاشقانه قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های عاشقانه می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده آرشیو رمان های عاشقانه

دانلود رمان طنز و کلکلی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر طنز قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های طنز می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های طنز و کلکلی

دانلود رمان هیجانی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر هیجانی و پلیسی قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های هیجانی می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های هیجانی

دانلود رمان اجتماعی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر اجتماعی قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های اجتماعی می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های اجتماعی
برترین رمان های در حال تایپ انجمن

رمان هوای خاطراتم ابریست

خلاصه به قلم الناز چهارراهی
روزی خوشبختی را میان دست‌های آزادش یافت، و روزی رسید که آزاد پرکشید و تمام ایمان او را با خودش برد. مردی آمد و سایه‌سار امنش شد، ولی او باوری نداشت، عشقی نداشت تا تقدیمش کند. آیا باید می‌رفت یا دل می‌سپرد؟ جواب او قطعاً رفتن بود، ولی آیا مرد قصه‌اش تن می‌داد به سپردنش به دست باد؟
»

رمان آخرین کیفر

خلاصه به قلم مژگان رضایی راد

عاشقی که برای رسیدن به معشوق خطا می‌کند. زندگیش دست خوش اشتباهات بزرگ و کوچک می‌شود ، لجوجانه چشم می‌بندد بر خطا هایش. آنقدر در خواسته هایش غرق می شود که اشتباه از پس اشتباه زاده می شود. زمانی چشم‌ می گشاید که سایه شوم خطا بر زندگیش سنگینی می کند . نه راه پیش می‌گذارد و نه پس. و تقاص پس می‌دهد، آخرین کیفر...

»

رمان ستیا

خلاصه به قلم محمد یوسفی

درباره زندگی دختره یکی از خان های ثروتمند است که به تهدید مجبور به ازدواج شده و به خاطر همین موضوع از سوی پدرش برای همیشه طرد می شود و ...

»

رمان نگذار عشق زمینم بزند

خلاصه به قلم mohaddese989

پسری از تبار سادگی و معرفت.برای راحتی خانواده،تنها با یک کوله وارد شهر بزرگی به نام تهران می شود.از بدو ورودش به تهران شاهد پستی ها و بلندی های زندگی می شود.اما همین درد ها که بعضی شیرین هستند و بعضی دیگر تلخ،از پسرک یک مرد می سازد. جهانشاه پله های زندگی را طی می کند و به عشق می رسد.عشقی که تلخ است و درد است و درد.

»

دانلود رمان همسایه

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : افسانه انصاری کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : 365

ژانر : عاشقانه , اجتماعی , ازدواج اجباری

دانلود رمان همسایه

خلاصه رمان : 

مارال به دلیل اصرار خانواده اش به ازدواج با مردی که برایش درنظر گرفته اند مجبور به جدایی از پسر مورد علاقه اش میشود و تن به ازدواج اجباری میدهد...

او فکر میکند بعداز ازدواجش عشق عمیقش را فراموش خواهد کرد! 

اما غافل از اینکه ازدواجش تازه آغاز ماجراست...

  • نقد این رمان

  • آثار دیگر این نویسنده

  • امتیاز این رمان

لینک های دانلود
به این رمان امتیاز دهید.
5 / 5
[ 300 رای ]
[ 1229 امتیاز ]
دیدگاه های شما
الهام الهام می گه :

به طور کلی موضوع جالب و متفاوتی نسبت به رمان های دیگه داشت ولی به نظرم حامد هیچ ویژگی جالبه و منحصر به فرد نداشت تا بتونه کاری بکنه که مارال عشقش رو فراموش بکنه اگه شخصیت حامد رو بهتر نشون میدادن به نظرم رمان خیلی جذاب تر میشد

1396/7/14
fatemeh rh fatemeh rh می گه :

سلامممم این رمانـه خیلیی خوب بود
موضوعش با همه رمانایی که خوندم فرق داشت،واقعا دست نویسنده اش درد نکنه بابت این رمان زیبا
خیلی ممنون از نویسنده این رمان 😍😍

1396/6/27
بهار بهار می گه :

مرسی بخاطر این رمان زیبا

1395/10/28
م م می گه :

سلام رمان خوبی بود،البته دقیقا از رمان پرنده های قفسی نوشته سپیده فرهادی کپی شده.تنها اسم محمد را نویسنده عزیز به حامد واسم حنانه را به مارال تغییر داده بود.

1395/10/26
محبوبه محبوبه می گه :

خوب بود هرچند موضوع تکراری داشت (ازدواج اجباری)

1395/10/26
24 24 می گه :

خیلی مسخره بود این همه به خاطر علی ازدواج اجباری مارال گریه کردیم بعد با برادر علی می مونه به فکر انتقام از خانواده نمی افته باهاشون خوبه

1395/10/23
کیمیا کیمیا می گه :

بسیار بسیار زیاد از خواندن این رمان لذت بردم. به خانم انصاری نویسنده توانای این رمان زیبا تبریک میگم به خاطر قلم بسیار جذاب و گیراشون . رمان را از زمانیکه شروع به خوندن کردم نتونستم کنار بگذارم تا زمانیکه به اتمام رسید.
امیدوارم بتونم به زودی از نوشته های دیگر ایشون بهره ببرم.

1395/10/17
Helia Helia می گه :

سلام
نويسنده عزيز داستان محتوي جالب و خواندني داشت ولي بعضي چيز ها بيش از حد و مصنوعي بود:
١.حامد حتي اجازه پوشيدن لباس هاي رنگي به مارال نميداد!!!چرا!؟
٢.چرا مارال بايد حتي براي مادر و خواهر حامد چادر سر ميكرد؟
٣.چطور حامد عاشق دختري به روشن فكري بهار بوده و ميخواست ازش خاستگاري كنه بعد به زور چادر چاقچول سر مارال كرده و حتي لباس رنگي و شال سبز يشمي براش ممنوع بوده؟!چرا؟!به هر حرفي و شكش مارال و ميزده ؟
مارال دوگانگي شخصيت داشته انگار يه جاحاضر جواب يه جا مطيع... !!!
قلمتون و جمله بنديتون عاليه ولي پيشنهادم به شما نويسنده خوب نوشتن يك رمان با شخصيت هاي نرمال تره حتي اگر ميزان غيرت را جلوه بدين اينجوريش ديگه زياد از حد بود واقعاً
٤.يه چيزه ديگه اينكه اختلاف سني هم درست ذكر نشده بود،اختلافشون ٩سال ميشد
بازم ممنون از رمانتون منتظر رمان خيلي قشنگتري از جانبتون هستم🙏🏻
ممنون از سايت عاليي كه من همه رمان هامو ازش دانلود ميكنم

1395/10/16
mobina mobina می گه :

فوق العاده بود سپاس از نویسنده خوب

1395/10/15
اتنا اتنا می گه :

۸چرا نمیتونم رمان دانلود کنم

1395/10/15

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی