:: برای ورود به کانال تلگرام >> رمان فوریو << کلیک کنید ::

دانلود رمان

رمان فوریو , دانلود رمان , رمان عاشقانه , رمان , دانلود رمان عاشقانه , رمان طنز و کل کل , دانلود رمان جدید , دانلود رمان هیجانی و پلیسی , دانلود رمان ایرانی

محبوب ترین رمان های آنلاین انجمن

در لیست زیر تعدادی از بهترین رمان های در حال تایپ انجمن همراه با خلاصه و لینک قرار گرفته است

رمان خط به خط تا تو | نرگس نجمی

آرام بود مثل نسیم، طوفان که شد آرامش تمام خانواده اش به یغما رفت‌. او ماند و دو مرد که نمی دانست کدامشان قاتل نفسهای برادر و آسایش خانواده اش است. مردی که عاشقش بود به جرم قتل برادرش در زندان افتاد و مردی که به او اعتماد داشت، شد مشکوک ترین مظنون. وکیل یکی شد و شکاک به دیگری، ولی سرنوشت همراهش رفت تا خط به خط آنها را بخواند.

برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان آخرین کیفر | مژگان رضایی راد

عاشقی که برای رسیدن به معشوق خطا می‌کند. زندگیش دست خوش اشتباهات بزرگ و کوچک می‌شود ، لجوجانه چشم می‌بندد بر خطا هایش. آنقدر در خواسته هایش غرق می شود که اشتباه از پس اشتباه زاده می شود. زمانی چشم‌ می گشاید که سایه شوم خطا بر زندگیش سنگینی می کند . نه راه پیش می‌گذارد و نه پس. و تقاص پس می‌دهد، آخرین کیفر...

برای مشاهده رمان کلیک کنید

دانلود رمان مرد مجهول

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : سحر ضیابخش

تعداد صفحات : 467

ژانر : #عاشقانه #معمایی

دانلود رمان مرد مجهول

خلاصه رمان : 

داستان در مورد دختری است به نام رویا که در کتابخانه ای مشغول به کار است. مدتی است که مورد تهدید شخصی ناشناس است. این شخص با اهدافی نامعلوم سعی دارد رویا را تحت تسلط خود بگیرد. تا این که…

این داستان، جنایی نیست، دزد و پلیس بازی هم نیست؛ اما در مورد دو تا آدمه که یکی از اون ها مجهوله. با ادامه ی داستان مشخص می شه که این فرد کیه. امیدوارم این داستان به اندازه ی کافی براتون هیجان داشته باشه. فقط باید صبور باشید و داستان رو دنبال کنید. کم کم گره ها گشوده می شه و مشخص می شه که اون شخص کیه….پایان خوش

لینک های دانلود
به این رمان امتیاز دهید.
5 / 5
[ 190 رای ]
[ 724 امتیاز ]
بازدید : 13262 بار دسته بندی : دانلود رمان , دانلود رمان هیجانی , دانلود رمان عاشقانه ایرانی جدید , دانلود رمان ایرانی , تاريخ : پنجشنبه 05 مرداد 1396 به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
نظرات کاربران
مليكا می گه :
1396/6/18 , 16:44

سلام خسته نباشيد
انقدر اين رمان برام هيجان داشت ك تو ٣روز تمومش كردم
ولي مبخواستم بدونم قضيه ي اون گل سر چي بود؟
يا احسان با اونايي ك پدرشو ورشكست كردن چيكار كرد؟ يا كلا و ب صورت دقيق احسان چي كار ميكرد؟ اصلا اين موضوعات مشخص نبود
ممنون ميشم اين هارو جواب بديد خيلي كنجكاوم
+
اوج هيجان دايتان اونجا بود ك نقابو از صورتش برداست عاااااالي بود
و اينكه قامتون بسيار زيباست
فقط يكسري ابهام در دايتان وجود داشت
وگرنه ب طور كل عالي بود
ممنونم ❤️

نظرات کاربران
آیلین می گه :
1396/6/14 , 23:22

سلام.رمان در کل خوب بود مخصوصا قبل از اینکه نقاب برداشته بشه.....ولی بعدش افت کرد.. و اشکلات خیلی زیادی داشت.مثلا من کلا حس کردم احسان بیماری روانی از نوع اختلال دوقطبی از نوع DID داره از بس که شخصیتش عوض می شد...و مگه این که احسان عاشق رویا بود پس چه معنی داشت که بسپره افرادش بزننش حالا هر خبطی که کرده بود..یا دست و پاش رو به مدت طولانی می بست..هیچ عاشق واقعی این کارو نمی کنه..و آخراش نویسنده فک کنم فقط می خواست کشش یده....رویا اصلا نمی دونست میخواد لوش بده یا می خواد باهاش زندگی کنه... و این که قضیه 11:10 دقیقه چیه؟؟؟؟ اصلا نگفت اون ساعت چرا واسش مهم بوده؟؟؟؟ آخرش اصلا مشخص نبود..گنگ بود..رو شخصیت ها و وقایع خیلی کار نشده بود، بعضی جاها سر سری از کنار وقایع می گذشت ...و این که گذشته رو فک کنم جا داشت که بهتر توضیح میداد..... یعنی یه جوری بود که من خواننده اصلا نمی تونستم با شخصیت ها ارتباط برقرار کنم. ولی ایده داستان خوب بود..جدید و تک بود.با تشکر از نویسنده گرامی.

نظرات کاربران
پانیذ می گه :
1396/6/14 , 22:24

رمان قشنگی بود و من ممنونم از نویسنده بابت این رمان عالی
من کاملا با کاربر فهیم موافقم ......بعضی از جاها سوتی هایی داده بود مثل سن دختر ویا مراسم عقد..........
رمان خوبی تا موقعی که مرد مجحوا شناخته نشده بود ........
کاشکی یکم شخصیت دختر رو یعنی (رویا)پرنگ تر می کردی ...
از دید من شخصیت اصلی رویا بود ولی بیشتر کار ها با احسان بود میدونی یجوری بود یکم احسان زیادی قدرت مند بود .......سنگم بود بااین همه عشقی که شما (توی داستان گفتین )وسط های ماجرا میشکست ....... )
و ماجرای ساعت یکم من رو کلافه کرد ........http://www.roman4u.ir/images/smilies/smile%20(24).gif
و راستی در مورد باشگاه ......اصلا هیچ ترفندی یاد نگرفت ؟ باز کردن طناب .....یه حرکت از دفاع شخصی و..............http://www.roman4u.ir/images/smilies/smile%20(10).gif
من فقط یه مشکل دارم .......نه قیافه احسان رو فهمیدم نه رویا ...... (http://www.roman4u.ir/images/smilies/smile%20(13).gif
اگه در صحفه ای نوشته شد که من با دقت کامل نخوندم خواهشا بهم بگبن چون خیلی دلم می خواد بدونم

بازممممممممممم خیلللللللییییی ممنون بایت رمان عالیت احساس عالی رو بهم داد تو این تابستون ............http://www.roman4u.ir/images/smilies/smile%20(5).gif
اگه میشه جلد دوم این رمان ویا رمان های دیگه تو این سبک ویا هرسبک دیگه مثل این رمانتون (مرد مجهول) بنویسید
ممنونتون می شم http://www.roman4u.ir/images/smilies/smile%20(9).gif


نظرات کاربران
حدیثه می گه :
1396/6/11 , 20:02

رمان خیلی قشنگی بود
ولی دلیل اینهمه اغراق تو و حال و احوال رویا بعد از اینکه میفهمه مرد مجهول کیه و حتی عذابش برای به خاطر اوردن خاطرات تلخ رو واقعا نمیفهمم
ولی خب چون خیلی قشنگ بود زیاد این دلیل به چشم نمیاد
در هر صورت از نویسنده بابت زحمتشون و شمایی که این رمان رو تو وبسایتتون گذاشتید ممنونم

نظرات کاربران
ترانه می گه :
1396/6/10 , 0:27

وای عالی بود محشر بود فوق العاده بود بی صبرانه منتظرم بقیه رمانایی که مینویسی رو بخونم ،مثل اینکه این تنها رمانتون بود اره؟
خواهشمندم بازم بنویس قلمتو خیلییی دوست دارم

نظرات کاربران
فاطمه می گه :
1396/6/3 , 17:28

عالی بود خسته نباشید می گم به نویسنده عزیز موفق باشید

نظرات کاربران
Aram می گه :
1396/5/29 , 9:51

خیلی خیلی خوب بود....

نظرات کاربران
انتظاز می گه :
1396/5/20 , 13:58

رماناتون خیلی قشنگن ممنون

نظرات کاربران
فهیم می گه :
1396/5/18 , 10:45

من این رمان رو تا اونجایی که مرد مجهول نقاب رو از چهره اش برداشت خیلی دوست داشتم، اما از اونجا به بعد ، یه جورایی مرد مجهول برام اون حالت قهرمانانه و افسانه ایش رو از دست داد و تبدیل شد به یه مرد روانپریش ِ چند شخصیتی. درست همونی که رویا هم بارها در طول داستان بهش اشاره کرد.
نوع نگارش رمان تا قبل از برداشتن نقاب توسط مرد مجهول واقعا عالی بود. اینقد خوب و عالی که من توقعش رو از یک رمان ایرانی نداشتم. حتی بعضی جاهاش شک میگردم که نکنه این داستان کپی شده ی یک داستان خارجی باشه (که البته اینطور نیس)
اما به نظرم بعد از شناسایی مرد مجهول، داستان افت کرد. گرچه که بازم موضوعش خاص و قلمش تا حدود زیادی بی نقص بود. حتی اشاره های ضمنی نویسنده به گذشته ( مثل وقتی که احسان بر سر رویا فریاد کشیده و گفته از اول پرستو رو دوست داشتم) بسیار هنرمندانه بود. داستان رو روایت نمیکرد ولی خواننده رو به نوعی در جریان گذشته میگذشت.
اما ایراداتی که به نظرم رسید:
۱- به شخصه دوست داشتم رویا اونقدر باهوش باشه که خودش کشف کنه مرد مجهول کیه
۲- رویا اگر در گذشته در عقد احسان بود، باید محمد (نوشتم محمد تا اونایی که هنوز داستان رو نخوندن براشون جذابیت داشته باشه) رو در مراسم خودش میشناخت و می دید. مسلما دو نفری که این همه با هم صمیمی هستن (محمد و احسان) برای مراسم عقد همدیگه حضور دارن. محمد و احسانم که رابطه سببی داشتن و بهم نزدیک بودن
۳- بعضی از مجهولات تا اخر مجهول موند. مثل اینکه ساعت ۱۱ و ده دقیقه چه ارزشی برای مرد مجهول داشت؟
۴- در طی داستان بارها بیان شد سالها از واقعه ی اشنایی و جدایی احسان و رویا میگذره. در حالی که اول داستان رویا ۲۲ ساله معرفی شده. با فرض اینکه در ۱۸ سالگی وارد دانشگاه بشه و یک سال هم رابطه اش از اشنایی اولیه تا جدایی با احسان طول بکشه، نهایتا ۳ سال فاصله از گذشته تا حال وجود داره. و در این ۳ سال همه چیز کن فیکون شده.
رویا گذشته شو فراموش!!! کرده و نمیخواد به یاد بیاره.
بعضی ادم ها قدرت بدنی و اقتصادیشون به طرز غیر باوری زیاد شده و ...
۴- واقعا رویا چطور اعتماد کرد؟ به استناد به کدوم رفتار موجه ِ اون مرد؟ اخراش کمی منو یاد فیلم قرمز مینداخت.

نظرات کاربران
kimi می گه :
1396/5/12 , 0:29

خیلی خوب بود: )

برای مشاهده ادامه نظرات به صفحه بعدی مراجعه کنید
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی