برای ورود به انجمن رمان فوریو کلیک کنید

دانلود رمان

رمان فوریو , دانلود رمان , رمان عاشقانه , رمان , دانلود رمان عاشقانه , رمان طنز و کل کل , دانلود رمان جدید , دانلود رمان هیجانی و پلیسی , دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان عاشقانه

دانلود جدید ترین و زیباترین رمان های عاشقانه ایرانی

دانلود رمان طنز و کلکلی

دانلود رمان های خنده دار و کلکلی زیبا

دانلود رمان هیجانی

دانلود رمان های هیجان انگیز و پلیسی زیبا

دانلود رمان اجتماعی

دانلود جدید ترین رمان های اجتماعی عاشقانه ایرانی

آخرین رمان های آنلاین انجمن

در لیست زیر تعدادی از بهترین رمان های در حال تایپ انجمن همراه با خلاصه و لینک قرار گرفته است
رمان یغمای بهار | الف.کلانتری کاربر انجمن رمان فوریو
یک من و یک تو و دنیایی حرف... یک کلام، درد و... درد و... و درد! آرش و دنیای خان بودنش، او را از همه ی آرزوهایش گرفت و فقط؛ خودش ماند و دست هایی که پنهان و آشکارا تیشه به ریشه اش می زدند و خنجر به پشت...! این بین، فقط کسی از جنس حریر و حوا؛ شاید راه نجاتش شود... دلارای ایلیاتی از دیارش دور شد و به بهشت شانه های مردی رسید که برای او سیبی بود ممنوعه... برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان با سقوط دستهای ما | زینب ایلخانی کاربر انجمن فوریو
عشق اول حتى اشتباه حتى پر خطر! امن ترين مامن قلبت ميشود زن هايي را ميشناسم كه در چهل سالگي هنوز به ياد عشق نوجوانى آه ميكشند، حسرت قورت ميدهند... برای مشاهده رمان کلیک کنید
فصل دوم رمان خاطره | مهدیه لیموچی کاربر انجمن رمان فوریو
#طنین_بهراد دختر 23 ساله ی که سروان نیروی انتظامیه. طنین بخاطر ماموریت یک ساله مجبور به ازدواج با سرگرد #امیر رادمنش می شه. طنین مادرش رو از دست داده و زندگیش بدون هیچ ارامشیِ ! پدرش هم بخاطر دوری از خاطرات همسرش به مسافرت های خارجی می ره و طنین می مونه تنهای تنها !! ماموریتی که بهش می خوره یک سال طول می کشه و ... برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان با عشقت آرومم | Lnaz_Ch کاربر انجمن رمان فوریو
دختری زخم خورده از عاطفه ی سنگی مردمِ روزگار . برای بهبود شرایطِ سختِ روحِ خراش برداشته اش به توصیه ی پزشکش ترکِ خانه می کند . برمی گردد به نوستالژی های کودکانه ی خانه ی مادربزرگ تا آنجا، باز درگیر پیچ و خم های جدیدِ زندگی شود، پیچ و خم هایی که هم درد است و هم درمان . برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان تب چشمات | Fatemeh.b کاربر انجمن رمان فوریو
دختری که به خاطر شیطنت و کنجکاو بودنش زبانزد خاص و عامِ,.همین کنجکاوی توی زندگی دیگران برایش وقایع غیرقابل پیش بینی رقم میزنه .مهره هایی روبروش قرار میگیرن که موندن یا نموندنشون پراز اتفاقه و..... برای مشاهده رمان کلیک کنید

سایه ی مرگ

 

  • نام رمان : سایه ی مرگ
  • نویسنده : mojtaba_rd
  • صفحات : 321

#

خلاصه رمان : شخصیت اصلی داستان دختری به نام هستی است که دیوانه وار عاشق تحصیل و کار کردن در خارج از کشور است. وی پس از گرفتن کارشناسی تمام سعی خود را برای پذیرش در دانشگاه های خارج از کشور می کند و در نهایت موفق به اخذ پذیرش در دانشگاه کانادا می شود. اما خانواده ی او با تنها فرستادن تنها دخترشان به خارج کشور مخالفت می کنند و هستی مجبور به پذیرش شرایط خانواده ی خود که ازدواج با پسری بود که در کانادا سکونت داشت می شود و راهی کشور کانادا می شود و ماجراهای هیجان انگیز بسیاری در این مسیر برایش پیش می آید.

رمان عاشقانه

رمان

قسمتی از متن رمان : گاهی اوقات میشه که قدر چیز هایی که داریم رو نمی دونیم. گاهی وقتا اینقدر به خودمون فکر می کنیم که فراموش می کنیم که ممکنه یه نفر باشه و ما رو از ته ته قلبش دوست داشته باشه. گاهی اوقات هم میشه که حتی به ذهنمون هم خطور نمی کنه که شاید یه نفر نتونه احساساتش رو اونطوری که دلش می خواد بروز بده. اون لحظه هستش که باید یه فکری به حال خودمون بکنیم و کمی از خود خواهی های بچه گانمون رو به فراموشی بسپریم. داستان زندگی من از جایی شروع میشه که دیوانه وار عاشق تحصیل و کار کردن بودم. خیلی دلم می خواست که فوق لیسانسم رو توی یکی از کشور های خارجی بگیرم. و در نهایت توی یکی از همون کشور ها شاغل بشم و هر چند سال یک بار به کشورم برگردم و جلوی فک و فامیل قیافه بگیرم. این بود که با هر بدبختی که بود تونستم لیسانسم رو در رشته ی پزشکی قانونی با معدل بالایی بگیرم. چند سالی می شد که در به در پیگیر ردیف کردن کارام بودم تا بلکه بتونم پذیرش یکی از دانشگاههای آمریکایی رو بگیرم. و البته موفق هم شدم. و داستان زندگی من شروع شد… با رفتن من روی صحنه همه ی دانشجو ها و اساتید تشویقم می کردن. وقتی لوح افتخار رو از یکی از اساتید دریافت کردم صدای تشویق بچه ها شیشه های سالن رو به لرزه در آورد. استاد به زبان انگلیسی فارغ التحصیلی من رو تبریک گفت و دوربین ها ازم مدام عکس می گرفتند. شرکت های زیادی به من پیشنهاد همکاری داده بودند و … در همین حال حس کردم یه چیزی داره روی صورتم حرکت می کنه، ناگهان از خواب پریدم و جیغ زدم که با دیدن بابا یهو ساکت شدم… بیچاره بابام از ترس ذهره ترک شد. با دست پاچگی گفت: دخترم؟ حالت خوبه؟ من که تازه موقعیت رو درک کرده بودم گفتم آره بابا جونم خوبم. بابا کنارم نشست و محکم منو تو بغلش گرفت و گفت: معذرت می خوام دختر خوشگلم نمی دونستم اینطور می ترسی!!!

دانلود رمان

دانلود رمان عاشقانه

لینک های دانلود :
  • نسخه PDF به صورت کامل [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
لینک های دانلود
امتیاز شما به این رمان ؟
5 / 5
[ 15 رای ]
[ 92 امتیاز ]
بازدید : 2241 بار دسته بندی : دانلود رمان , دانلود رمان اجتماعی , تاريخ : سه شنبه 24 فروردين 1395 به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
نظرات
فاطمه کریمی می گه :
1395/7/13 , 16:02

عالییییییییییییییییییییییییییییییی بووود

نظرات
شبنم می گه :
1395/6/29 , 17:07

عالییییییییییییی حتما بخونین

نظرات
سایت اس میکس می گه :
1395/3/21 , 15:41

سلام خیلی وبلاگ زیبایی دارید، خیلی لذت بردم از وبلاگتون، اگه دوست داشتید خوشحال میشم باهم تبادل لینک داشته باشیم
پرتال تبادل لینک رایگان ما دارای بیش از 12000 بازدید است، به آسانی لینک خودتون را ثبت کنید و بازدید سایت خودتون و ورودی گوگل سایت یا وبلاگ خودتون را افزایش بدید

    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی