:: برای ورود به کانال تلگرام >> رمان فوریو << کلیک کنید ::

دانلود رمان

رمان فوریو , دانلود رمان , رمان عاشقانه , رمان , دانلود رمان عاشقانه , رمان طنز و کل کل , دانلود رمان جدید , دانلود رمان هیجانی و پلیسی , دانلود رمان ایرانی

محبوب ترین رمان های آنلاین انجمن

در لیست زیر تعدادی از بهترین رمان های در حال تایپ انجمن همراه با خلاصه و لینک قرار گرفته است

رمان فردا زنده میشوم | نرگس نجمی

خورشید دختری از جنس سادگی پا به زندگی بهمن میگذارد . بهمن با هزار و یک دلیل که عشق به خورشید هیچ جایی در آن ندارد با او ازدواج میکند . اما خورشید هیچ‌ نصیبی از زندگی ندارد جز سختی و رنج و نفس بریده میرود تا روزی بازگردد ، روزی که بتواند در مقابل تمام ظلمهای اولین مرد زندگی اش بایستد و حقش را بگیرد ...

برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان با عشقت آرومم | الناز چهارراهی

دختری زخم خورده از عاطفه ی سنگی مردمِ روزگار . برای بهبود شرایطِ سختِ روحِ خراش برداشته اش به توصیه ی پزشکش ترکِ خانه می کند . برمی گردد به نوستالژی های کودکانه ی خانه ی مادربزرگ تا آنجا، باز درگیر پیچ و خم های جدیدِ زندگی شود، پیچ و خم هایی که هم درد است و هم درمان .

برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان در انتظار آرامش | mohaddese989

برهم خوردن نامزدی دو عاشق؛ یکی تن به ازدواجی می دهد ناخواسته... دیگری تن می دهد به کینه ؛ هر دو دستاویز می سازند تا درکار کسی که باعث این هجران است نفوذ کنند و حق خود را بگیرند. چه کسی باعث این جدایی ست ؟ آیا واقعا عشقی وجود دارد ؟

برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان گرد پریشانی | هستی آذریان

دلارام دختری بیست وپنج ساله است که طی اتفاقاتی نوزادی را که به طور مشکوک گم شده بود پیدا می کند. او که همسر و دختر یک ساله اش را از دست داده در کنار مادرش زندگی می کند و زندگی اش را با کار کردن در مطب دکتر علی پور که از قضا از دوستان همسر مرحومش است تامین می کند.

برای مشاهده رمان کلیک کنید

دانلود رمان دختری با نشان اژدها

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) و نسخه کامپیوتر (PDF)

نویسنده :  Sara.180 کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : 182

ژانر : تخیلی ... عاشقانه ... فانتزی ... هیجانی ... ماجراجویی

دختری با نشان اژدها
خلاصه رمان :
دختری به ظاهر معمولی ؛ اما دارای رازی پنهان ، رازی که سالهاست در گوشه ای از قلبش مخفی شده و هیچکس حتی خودش اطلاعی از اون راز نداره !!
 اما روزی میرسه که حقیقت فاش میشه و این دختر شجاع رو به سرزمینی دیگه میکشونه ؛ به سرزمینی اسرار آمیز !!
در راه جدیدی که پیش روشه اتفاقات عجیبی براش پیش میاد که بعضی اوقات براش خوشایند و بعضی اوقات تلخ و دشواره !! 
 اون برای موفقیت در این راه از چه کسی میتونه کمک بگیره و به چه کسی میتونه اعتماد کنه!! ؟
 من یه دخترم ... نه یه دختر معمولی .. یه شاهزاده .. شاهزاده‌ای که هیچوقت شکست رو قبول نمیکنه ... دختری مثل کوه محکم و استوار و مثل باد چابک و زرنگ ... من اورینا ، الهه عناصر زمین هستم !!
 داستان از زبان سوم شخص ... اورینا ... كِين و شخصیتهای دیگه‌ی داستان هست
لینک های دانلود
به این رمان امتیاز دهید.
5 / 4
[ 105 رای ]
[ 540 امتیاز ]
بازدید : 11065 بار دسته بندی : دانلود رمان , دانلود رمان هیجانی , تاريخ : شنبه 06 شهريور 1395 به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
نظرات کاربران
Sara 180 می گه :
1396/4/1 , 7:37

سلام به تمام عزیزانی که وقت گذاشتن و رمانو خوندن☺👋
آیدا جان درسته که قسمتی از آخر رمان من شباهت خیلی کمی با رمان آرابلا داره اما اینکه بگی رمان من همون رمان آرابلاست و فقط اسامی عوض شده واقــــعــا بی‌انصافیه!
رمان من درباره‌ی یه شاهزادست که دنبال ماجراجوییه و با فرار از قصر و آشنایی با یه گرگینه اتفاقاتی براش پیش میاد و با دوستانو دشمنانی آشنا میشه و بعد آموزش میبینه و به کمک مردم سرزمینش میره و البته اینکه رمان من \"\"\"\"جلد دوم هم داره\"\"\"\"
اما رمان آرابلا درباره‌ی دختر فقیریه که پا به سرزمینی میزاره و بعد با شاهزاده شیاطین آشنا میشه و بقیه داستان...
کجای رمان آرابلا اسمی از موجوداتی که تو رمان منه برده شده(گروت، گله گرگینه‌ها، سنتورها، سربازان آهنی، سربازان نور، دختر پروانه‌ها، دختر آب، دختر گیاهان، نرگالها، الهه عشق، ملکه قصر آهنی و قابلبت ارتباط اورینا با حیوانات...) حالا قابلیت پرواز، استفاده از عناصر و وجود موجوداتی مثل اژدها که تو هر رمان تخیلی ممکنه باشن دلیل موجهی برای اینکه به یه نویسنده اتهام کپی بزنید نیست!
لطفا قبل از همچین نظراتی کمی تحقیق و بررسی کنید و بعد نظر بدید...
و درباره نظر شما خانوم یا آقای(Man) اینکه رمانهای تخیلی ساخته‌ی ذهنن و در نتیجه کمی رویایی بنظر میرسن و جنبه فانتزی دارن پس نمیشه گفت که بچگونن چون این نوع رمانا مثل رمانای عاشقانه و طنز و پلیسی نیستن که بشه جنبه‌ی حقیقتو بهشون اظافه کرد و شاید بنظر بعضی‌ها مثل شما بچگونه و پیش‌پا افتاده بنظر برسن...

بازم مچکر بابت همراهیتون❤

نظرات کاربران
man من می گه :
1396/3/28 , 10:26

پنجاه پنجاه بدک نبود ولی بنظر من بچگونه بود

نظرات کاربران
Saeed می گه :
1396/1/20 , 22:16

سلام.این رمان هایی که می نویسین تا حالا چاپ هم شده؟
اگه شده بفرمایید
واگه چاپ نشده علتشو می خواستم بدونم

نظرات کاربران
محدثه می گه :
1396/1/16 , 23:37

ببخشید من نمیتونم عکسای افراد ببینم
چطور میشه دید

نظرات کاربران
Sara 180 می گه :
1395/12/4 , 1:35

پردیس جون و کاربرای عزیزی که لطف کردید و نظر چه مثبت و چه منفی دادید ازتون واقعا ممنونم چون در هرصورت نظراتتون نشونه‌ی اینه‌که شما وقت و زمانتون رو صرف خوندن رمانم کردید و من واقعا دراین‌باره ازتون ممنونم

💮💮رمان دختری با نشان اژدها جلد دوم داره که سعی کردم برخی از ابهامات فصل اول رو داخلش حل کنم منتظر باشید💮💮

ممنونم از همگی 😘❤

نظرات کاربران
Sara 180 می گه :
1395/12/4 , 1:27

سلام ايدا جون
تو رمانهای تخیلی چون اکثرا از عناصر و موجوداتی مثل اژدها و گرگینه و خون‌آشام و... استفاده شده بعضی چیزها شبیه هم میشه
با اینکه این موضوع رو قبلا توضیح دادم باید بگم که رمان من زمین تا آسمون با رمان آرابلا فرق داره البته خودم میدونم که آخرش تقریبا شبیه رمان آرابلاست ولی وجود اژدها و عناصر و... تو هر رمان تخیلی‌ای عادیه
و اینکه تو رمان آرابلا یه دختر فقیر و بی‌کسو کار بود که پا به سرزمین شیاطین میزاره و بعد از یه سفر به سرزمین فرشته‌ها و... معلوم میشه که اون دختر یه شخصیت مهمه اما تو رمان من یه شاهزادست که برادر و پدر داره و از سر ماجراجویی اتفاقاتی براش رخ میده و با دوستان تازه‌ای آشنا میشه و در آخر معلوم میشه که ملکه‌ی زمینه، درضمن رمان من موجوداتی مثل ملکه‌ی قصر آهنی، دختر پروانه‌ها، اژدهاهای انسان نما، دختر جنگل و آب ، یه سرزمین یخ‌بسته، طلسمهای متفاوت، بانوی عشق، جنگل توهم و دشت نئوف و سرزمین اژدهاها و سرزمین نور و آهن و اسب‌های انسان‌نما (سنتورها) و موجودات شیطانیو عظیم‌الجثه و خیلی چیزای دیگه داشت ؛ فقط دوست دارم بدونم این شخصیتها و مکانها دقیقا کجای رمان آرابلا بود 😒😞
بازم ممنون

نظرات کاربران
پردیس می گه :
1395/11/3 , 13:22

ایدا جون افسانه ارابلا با این حیلی فرق داشت من اونو خیلی وقت پیش خونده بودم و با خوندن این اصلا حس تکراری بودن داستان بم دست نداد

نظرات کاربران
پردیس می گه :
1395/11/3 , 13:15

رمان زیبایی بود تخیلت خیلی قویه ممنون

نظرات کاربران
Aida می گه :
1395/10/30 , 23:41

این رمانی که شما نوشتید موضوعی که داشت از رمان دیگه ای به اسم افسانه ارابلا بود فقط اسم شخصیت هاش فرق میکرد

نظرات کاربران
Sara 180 می گه :
1395/10/22 , 17:33

سلام تانیا جان
ممنون از لطفت

رمانای جدید تو راهه منتظر باشید 😘❤

برای مشاهده ادامه نظرات به صفحه بعدی مراجعه کنید
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی