دانلود رمان

رمان فور یو , دانلود رمان , رمان عاشقانه , رمان , دانلود رمان عاشقانه , رمان طنز و کل کل , دانلود رمان جدید , دانلود رمان هیجانی و پلیسی , دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان عاشقانه

دانلود جدید ترین و زیباترین رمان های عاشقانه ایرانی

دانلود رمان طنز و کلکلی

دانلود رمان های خنده دار و کلکلی زیبا

دانلود رمان هیجانی

دانلود رمان های هیجان انگیز و پلیسی زیبا

دانلود رمان اجتماعی

دانلود رمان های اجتماعی عاشقانه و زیبا

دانلود رمان تاوان خنجر زدن شکستن غرور است و بس!

جلد دوم رمان گاهی عشق از پشت خنجر می زند

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : ام دات کا اچ (M.Kh) کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : 185

ژانر : عاشقانه , انتقامی

دانلود رمان تاوان خنجر زدن شکستن غرور است و بس!

خلاصه رمان :

عاقبت زخم زدن،دوتا زخمه؛یکی برای مهاجم و یکی برای زخمی. حالا توی این جلد زخم خورده ها به صدا در میان و از رویا شکایت مرهم می کنند در حالی که رویا هنوز نتونسته زخم خودش رو بند بیاره.این جلد مکمل جلد اوله و داستان جدایی نداره.داستان مربوط به سه سال بعده؛آزادی رویا و شروع جدیدش.شروعی که هیچ کس باورش نداره.شروعی که برای آدمی مثل رویا که ادعای مغروری داشت خیلی گرون تموم شد!.آره،شروع  سنگین و تاوانی سنگین تر؛زانو زدن!

به این رمان امتیاز دهید.
5 / 5
[ 15 رای ]
[ 88 امتیاز ]
بازدید : 1631 بار دسته بندی : دانلود رمان , دانلود رمان عاشقانه جدید ایرانی , دانلود رمان جدید , تاريخ : شنبه 24 مهر 1395 به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
satsh
YAS Z می گه :
1395/10/10 , 19:06

رویا ارمان نه به رویاهاش رسید نه به ارمان هاش چون رویاهاش پر از کثافت بودن و ارمان هاش امیخته با بدبختی مردم...این جمله بهترین دوستش بود خطاب بخش...این جمله توی وجود من نهادینه شد...
کسی که به خاطر غرور بی جا و تو خالیش یه بچه و مادرش رو به راحتی بکشه،زندگی یه بچه شیش ساله رو تا اخر عمرش نابود کنه با خنجر آغشته به خون عشفش زندگی کنه فقط به این خاطر که یه چهره وحشی رو به خودش و غرورش ثابت که باید تاوان بده....باید شکسته شه ...
نباید انتظار داشت یه پدر از جون بچه به دنیا نیومدش بگذره نباید انتظار داشت یه پدر و مادر هر روز و هر شب نفس تنگ دختر شیش سالشون رو ببینن و باز هم چشم ببندن...
رویا ارمان نه به رویا هاش می رسه نه به ارمانهاش...
ارشیدای شیش ساله و امیررایای زخم خورده و این همه عذاب مامعش برای رسیدن به رویاهاش می شن....

satsh
کاملیا می گه :
1395/9/19 , 11:15


😊امیدوارم واقعا ازت ممنونم بابت رمانت چون حقیقت بود چون خیلی چیزارو بهم فهموند...
اون موقع ک رویا میخواس امیررایا رو بازی بده ب خاطر دوستاش انتقام بگیره منم همین کارو ب خاطر دوستم کردم و تهش شد خراب شدن تصور خیلیا ازم و این که بهترین دوستم و از دست بدم امیدوارم کسایی ک رمانتو میخونن بتونن همونقدری ک باید درکش کنن بتونن بفهمنش

satsh
کیمیا می گه :
1395/9/19 , 11:13


Slm AZzm mn dishb rommaneto taMom krdm va mitonm bgm bhtarin Roman hayi has k khondm chon y jorayi haqiqat bod va az ehsasate maskhreye dokhtrone khbri nbod...
Vaqean bazi etefaqai k braye roya oftd bara mnm oftade va in y dars shod bra mn khili mmnon babate romane zibat♥️✨

satsh
roya می گه :
1395/9/19 , 11:11

یعنی رمان و خوندم,واقعا میگم ! بعضی جاهاش از اینکه تحقیر میشد از این زانو میزد از اینکه شکسته میشد و
اخرش ! گریه میکردم
نمیدونم چی بگم
ادم احساساتی نیستم ولی واقعا شکست رویا و لمس کردم،چون اخلاقی شبیه من درکش میکنم
ولی نمیدونم واقعا چرا عوض شد ؟
چرا پایانش یه جوری شد ؟ بی فایده؟ بی منطق ؟ پوچ؟بی معنی ؟ و یا مبهم
خداداند
چون من به شخصه شخصیت رویا ودوست داشتم اینو میگم
درسته رویا بد کرد ولی قبل اون اتفاقاات
این همه جدایی ؟ مگه دوست نبودن مگه رویا رابط همشون نبود نه زنگی نه سری !
من خواهر ندارم اما یکی و دارم بااینکه مجازیه و نشونم داده خواهر داشتن چطوریه!
حالا دیگه فکرکن دوقلو باشه
دوقلو ها عاشق همن اما لجبازن!
واقعا بعضی هاشاو کامل نگفته بود
به نظرمن
باید نویسنده یه کاری میکرد همه چی درست میشد
و هزارتا اما و اگر دیگر
مثلا توی این سه سال چرا مامانش مرد ؟
تارا و امیراریا چطوری اشنا شدن؟
فامیلای رضوان چی شد ؟
و………………………
هزارتا چیز مبهم دیگه
ولی واقعا توی اخرش موندم !به خدا موندم!
وحشتناک دلم گرفت
چون منم یه زمانی همه ی دوستام من و به خاطر منفعت خودشون میخاستن
الان رویا و به حال خودشون رها کردن!
مادربزرگ رضوان کی بود ؟ یادم نیست
مگه نگفت حکمتی داره؟
هه🙄✋حکمتش عاشق شدن ارمیا بود و بدبختی رویا
رویا کار بدی نکرده بود
اگه توی انتخاب ازدواجش درست رفتار میکرد
اگه امیراریا جوری رفتار میکرد که انگار محبت ورزیدن به رویا وظیفش نیست این طور نیست
یه چیز دیگه!
رویا به خاطر دوستش وارد جریان امیراریا شد
چی شد دوستاش ؟
بازم همش سراین شکست؟ نه واقعا اه امیراریا رویا و سوووزند حقش بود ولی بقیه نه!
قطعا منطقی نیست
دکتر بودن عاشق شدن ازدواج کردن و از همه مهم تر خبرنداشتن از پدرومادر
همه ش یه مبهم شد توی این داستان درهردوجلد !
دقیق نبود منظم نبود
فقط چرا رویا؟ بقیه چرا؟الان شاید بگین فلانی دراثر کارای رویا دچار اسم شد !
خب نمیشه گفت تقصیر رویاس
همین گلاره
تقصیر اینا بود دیدی شوهرش اخر چه بی منش کرد !
رمان قوی بود و هست
ولی میشه ازش ضعف پیدا کرد
بازم خسته نباشید میگم به نویسنده ش

به نظر دیگه م دارم البته
میتونید یه جلد سوم فوق العاده بنویسید
چیزی که به نفع همه باشه
چیزی که اینبار اونا پشیمون بشن
نویسنده دست به قلم عالی داره
میتونه ادامش بده به یه شکل جدیدی
چیزی که کمتر به مسائل ازدواج و عشق و اینا پرداخت

satsh
mehir می گه :
1395/9/12 , 20:52

سلام رمان متفاوت بود تا ب حال اینجوری رمان نخونده بودم . وقتی جلد دومشو شروع کردم فک کردم که خیلی خوب تموم شه اما وقتی آخرین صفحه شو خوندم حالت تهوع گرفتم خیلی خیلی تلخ تموم شد آخه خواهرش خواهر خودش .....حقش نبود اونه بیچاره که تاوان همه کاراشو داد ... خوشحال میشم اگه جلد سوم را هم بنویسین حد اقل یه زنده گی خوبی داشته باشه دختر بیچاره..

satsh
mehir می گه :
1395/9/12 , 20:49

سلام; رمان متفاوت بود تا ب حال اینجوری رمان نخونده بودم . وقتی جلد دومشو شروع کردم فک کردم که خیلی خوب تموم شه اما وقتی آخرین صفحه شو خوندم حالت تهوع گرفتم خیلی خیلی تلخ تموم شد آخه خواهرش خواهر خودش .....حقش نبود اونه بیچاره که تاوان همه کاراشو داد ... خوشحال میشم اگه جلد سوم را هم بنویسین حد اقل یه زنده گی خوبی داشته باشه این دختر بیچاره..

satsh
گلاره می گه :
1395/9/9 , 22:41

جلد سوممممممممممم رو نوشتنننننننننننن

satsh
روژن می گه :
1395/9/6 , 19:43

نمی خوام اغراق کنم ولی باید اعتراف کنم که محشر بود و اگه هزار تا رمان دیگه هم بخونم فقط رمان شما رو قبول دارم چون مهرکع این.شنیدم رمان جدید پرستوها در طلوع خورشید کوچ میکنند رو هم منتشر کردین.اون هم عالی بود

satsh
سیما می گه :
1395/9/4 , 21:14

عالی معرکهههههههععع قلمتون هم محشر...رملنتون خار شه تو چشم حسوداااااا

satsh
sara می گه :
1395/8/22 , 22:44

سلام خسته نباشید.بدون مقدمه میگم ؛قبلا توضیح دادم.میدونم براتون زحمته ولی خب اگه لطف کنید و این داستان رو ادامه بدین یه طوری که آخرش خوب تموم بشه.اگه این کارو کنید خیلیا خوشحال میشن.بازم خسته نباشید.

برای مشاهده ادامه نظرات به صفحه بعدی مراجعه کنید
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی