:: برای ورود به کانال تلگرام >> رمان فوریو << کلیک کنید ::

دانلود رمان

رمان فوریو , دانلود رمان , رمان عاشقانه , رمان , دانلود رمان عاشقانه , رمان طنز و کل کل , دانلود رمان جدید , دانلود رمان هیجانی و پلیسی , دانلود رمان ایرانی

محبوب ترین رمان های آنلاین انجمن

در لیست زیر تعدادی از بهترین رمان های در حال تایپ انجمن همراه با خلاصه و لینک قرار گرفته است

رمان با عشقت آرومم | الناز چهارراهی

دختری زخم خورده از عاطفه ی سنگی مردمِ روزگار . برای بهبود شرایطِ سختِ روحِ خراش برداشته اش به توصیه ی پزشکش ترکِ خانه می کند . برمی گردد به نوستالژی های کودکانه ی خانه ی مادربزرگ تا آنجا، باز درگیر پیچ و خم های جدیدِ زندگی شود، پیچ و خم هایی که هم درد است و هم درمان .

برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان در انتظار آرامش | mohaddese989

برهم خوردن نامزدی دو عاشق؛ یکی تن به ازدواجی می دهد ناخواسته... دیگری تن می دهد به کینه ؛ هر دو دستاویز می سازند تا درکار کسی که باعث این هجران است نفوذ کنند و حق خود را بگیرند. چه کسی باعث این جدایی ست ؟ آیا واقعا عشقی وجود دارد ؟

برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان گرد پریشانی | هستی آذریان

دلارام دختری بیست وپنج ساله است که طی اتفاقاتی نوزادی را که به طور مشکوک گم شده بود پیدا می کند. او که همسر و دختر یک ساله اش را از دست داده در کنار مادرش زندگی می کند و زندگی اش را با کار کردن در مطب دکتر علی پور که از قضا از دوستان همسر مرحومش است تامین می کند.

برای مشاهده رمان کلیک کنید

دانلود رمان باورم شکست

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : مینا نصیری (mina.n) کاربر برتر انجمن رمان فوریو

تعداد صفحات : 801

ژانر : عاشقانه , معمایی

+ نسخه اصلاح شده جایگزین شد

:: این رمان زیبا رو از دست ندین :: 

دانلود رمان باورم شکست

خلاصه رمان :

قصه ی زندگیش کلافی بود سر در گم. زندگی اش گاهی با نبودن ها چنان به سیاهی می نمود که حتی انتخاب اسمش را هم عادلانه می دانست.

دخترکی آرام که زندگی اش دستخوش تغییراتی می شود که روحش را متلاطم میکند و ساحل زندگی اش را نا آرام.

گاهی با بودن کسی آرامش از دست رفته همچون قاصدکی نرم بر دل می نشیند و جسم و جانت را احیا میکند اما... 

پایان خوش

صفحه اول رمان :

موهای بلند همچون شبش را با آرامش شانه ای کشید و پشت گوشش فرستاد. نگاهی به خود انداخت . ذهنش پر بود از نبودن های که باید می بودند ولی... آشوبی که به زندگیش نشسته بود ،خانه را ویران کرده بود. قصهی زندگیش در عین سادگی کلافی بود سر در گم. زندگی ساده اش گاهی با نبودن ها چنان به سیاهی می نمود که حتی اسمش را هم حق خودش می دانست؛ اسمش هم با سیاهی و ظلمت عجین بود ، یلدا...

از قصه های ریز و درشت خان جون شنیده بود پدرش عاشق اسم  یلداست  .  دخترکی که در  آخرین شب پاییز در سلام و صلوات خان جون و دردهای مامان فهمیه و بی تابیهای بابا علی ، پا به دنیا گذاشت ؛ می توانست یلدای دل بیقرار بابا علی و مرهم زخم زبان های مردم نا اهل به مامان فهیمه  و نور چشم تابان ها باشد.

لینک های دانلود
به این رمان امتیاز دهید.
5 / 4
[ 631 رای ]
[ 2710 امتیاز ]
بازدید : 34001 بار دسته بندی : دانلود رمان , دانلود رمان جدید , دانلود رمان عاشقانه ایرانی جدید , دانلود رمان ایرانی , تاريخ : جمعه 19 خرداد 1396 به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
نظرات کاربران
lrgs می گه :
1396/6/9 , 19:54

رمان به شدت کسل کننده و پر از دیالوگ های طولانی که اصلا مشخص نبود از طرف چه شخصی گفته می شه و فضای داستان که به شدت از زندگی های امروز فاصله داشت و از نظر من اصلا جالب نبود بیش تر شاید شبیه زندگی تو دهه ۶۰ یا ۵۰ بود
البته من مقدار کمی از رمان نویسنده ی عزیز رو با توجه به به حجم رمان مطالعه کردم و شاید قضاوت های من درست نباشه به هر حال ممنون از نویسنده و به امید کارهای بهتر.

نظرات کاربران
shirin می گه :
1396/5/23 , 16:46

در کل شاید 70 صفحشو هم نخوندم اونم به چند دلیل اول اینکه معلوم نبود دیالوگاش کی به کیه دوم خیلی از دیالوگا طولانی و الکی بودن اگه ویرایش بشه خیلی عالی میشه... ممنون

نظرات کاربران
Sevin می گه :
1396/5/8 , 11:55

رمان خوبی بود قلم خوبی هم داشت با این وجود من در عجبم که همچین نویسنده ای با همچین رمان و قلمی چطور تونسته به نوشتن دیالوگا که کدومش مال کیه اهمیت نده.
تو داستان اصلا معلوم نیس که کدوم دیالوگ برا کیه و کی داره صحبت میکنه و این یکی از بزرگترین اشتباه و سهل انگاری یه نویسنده میتونه باشه که باعث زیر سوال رفتن رمانش میشه. از همچین نویسنده ای این اشتباه بعید بود

نظرات کاربران
نگار می گه :
1396/4/16 , 14:30

فوق العاده بود

نظرات کاربران
Mahsa می گه :
1396/4/16 , 12:16

مکالمات خيلى طولانى بود... من شايد کلا صد صفحه هم نخوندم .😔درکل از نظر من نويسنده مى تونست قوى تر عمل کنه

نظرات کاربران
سحر می گه :
1396/4/9 , 13:42

سلام، من حدود 30درصد این رمان رو خوندم، متاسفانه دیگه نتونستم ادامه بدم، به چند دلیل اولا اینکه ضرب آهنگ داستان بسیار کند بود، گفت و گوهای طولانی و بی هدف و تکراری بسیار زیاد داشت، دوم اینکه دیالوگ ها معلوم نمی شد متعلق به کیه،
می تونست رمان بهتری باشه، ضمن تشکر از نویسنده بهشون پیشنهاد میدم توی کتاب های بعدیشون این نکات رو لحاظ کنند.

نظرات کاربران
سایه می گه :
1396/4/7 , 8:45

رمان بسیار خوبی بود مدتها بود که همچین رمانی نخونده بودم منتظر رمان جدیدت هستم

نظرات کاربران
vafa می گه :
1396/4/1 , 12:43

سلام
حیف وقتی که بابت خوندنش به هدر رفت،همین

نظرات کاربران
محمدرضا می گه :
1396/4/1 , 7:03

قلم تمیز و رسایی دارید سرکار خانم
موفق باشید

نظرات کاربران
محدثه می گه :
1396/4/1 , 3:08

سلام خسته نباشید رمان زیبایی بود .

برای مشاهده ادامه نظرات به صفحه بعدی مراجعه کنید
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی