رمان
  • رمان عاشقانه
  • رمان طنز و کلکلی
  • رمان هیجانی
  • رمان اجتماعی

دانلود رمان عاشقانه

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر عاشقانه قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های عاشقانه می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده آرشیو رمان های عاشقانه

دانلود رمان طنز و کلکلی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر طنز قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های طنز می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های طنز و کلکلی

دانلود رمان هیجانی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر هیجانی و پلیسی قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های هیجانی می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های هیجانی

دانلود رمان اجتماعی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر اجتماعی قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های اجتماعی می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های اجتماعی

دانلود رمان انتقام اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان انتقام

رمان انتقام

نوشته Ava20کاربر انجمن نگاه دانلود

 

خلاصه :
رمان در مورد پسریه که زندگى کاملا عادى و دور از دغدغه داشت اما با وارد شدن یه دختر به زندگیش طى یکسال همه چیز بهم میخوره برادرشو از دست میده و مادرشم به دلایلى در آستانه مرگه کم کم مغزش به فکر میفته به فکر اینکه اون دختر چرا قصدا زندگیشونو بهم زد تو این راه شاهد اتفاقاتى میشه که اونو تا مرز سکته میبره و …

 

مقدمه :

صداى باد 
صداى من
صداى تو

در دنیایى که سکوت میشکند
در شبهایى که باد دیگر جان ندارد 
چرا باید زندگى کرد 

میخواهم شاد نباشم …
میخواهم از من بترسند …
از منى که حتى گرگها هم در برابرم سکوت خواهند کرد …
آرى من دخترى هستم از جنس آتش …
از ممنوعه هایت گذشتم و به ممنوعه هایم دامن زدم …
خواهم گفت من هم همانند تو آتش شدم …
براى سوزاندنت خواهم آمد …
و براى کشتنت نفس خواهم کشید …
از من بترس …
زیرا من هستم مردى که از تو سوزاندن آموختم نه سوخته شدن …

قسمتی از داستان :

با صداى زنگ در چشامو اروم باز کردم حرصم گرفته بود بدجور زیر ل*ب همش فحش میدادم به اونى که پشت دره با شدت درو باز کردم که آیین با ترس چند قدم رفت عقب و گفت
_ چته مرد حسابى کپ کردم
_ اخه الان وقت اومدنه ؟
در حالیکه درو میبست گفت : ساعت ده صبحه پس کى وقتشه نکنه نصف شب باید بیام سر وقتت البته قول نمیدم اینجورى بیام یهو دیدى عین جن از پنجره پریدم تو اتاقت
بین حرفش پریدم و گفتم : خیلى خب حالا چیزى میخورى ؟
خودشو روى کاناپه ولو کرد و گفت : مگه چیزى هم پیدا میشه تو این خرابه عتیقه ات
عاقل اندر سفیه نگاهش کردم و به طرف آشپزخونه براه افتادم تو دلم هر چى فحش بلد بودم نثار روح و روان آیین کردم مثل اینکه دیشب بخاطر این الدنگ تا ساعت سه شب تو بازداشتگاه بودیم یه چایى دم کردمو روبه روش نشستم غرق فکر بود انگار با خودش حرف میزد


  • نقد این رمان

  • آثار دیگر این نویسنده

  • امتیاز این رمان

لینک های دانلود
به این رمان امتیاز دهید.
5 / 3
[ 48 رای ]
[ 224 امتیاز ]
دیدگاه های شما
آتاناز آتاناز می گه :

تورو خدا کی لینکش میاد😪😪😢😭😭

1396/10/15
آتاناز آتاناز می گه :

ببخشید میشه بپرسم چرا لینک نداره

1396/8/6
ندا ندا می گه :

ببخشید چرا این رمان لینک دانلود نداره الان یکی دو هفتست که منتظرم اما هنوزم لینک نداره میشه بگین کی دقیقا لینک اضافه میشه ؟؟؟

پاسخ : صبر کنید پیداش کنیم چشم

1396/4/15
masume masume می گه :

لینک دانلود نداره؟

پاسخ : اضافه میشه

1396/3/31

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی