:: دریافت جدیدترین و بهترین رمان ها در کانال تلگرام رمان فوریو :: کلیک کنید ::

دانلود رمان

رمان فوریو , دانلود رمان , رمان عاشقانه , رمان , دانلود رمان عاشقانه , رمان طنز و کل کل , دانلود رمان جدید , دانلود رمان هیجانی و پلیسی , دانلود رمان ایرانی

محبوب ترین رمان های آنلاین انجمن

در لیست زیر تعدادی از بهترین رمان های در حال تایپ انجمن همراه با خلاصه و لینک قرار گرفته است

رمان با عشقت آرومم | Lnaz_Ch

دختری زخم خورده از عاطفه ی سنگی مردمِ روزگار . برای بهبود شرایطِ سختِ روحِ خراش برداشته اش به توصیه ی پزشکش ترکِ خانه می کند . برمی گردد به نوستالژی های کودکانه ی خانه ی مادربزرگ تا آنجا، باز درگیر پیچ و خم های جدیدِ زندگی شود، پیچ و خم هایی که هم درد است و هم درمان .

برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان خاطره | مهدیه لیموچی

#طنین_بهراد دختر 23 ساله ی که سروان نیروی انتظامیه. طنین بخاطر ماموریت یک ساله مجبور به ازدواج با سرگرد #امیر رادمنش می شه. طنین مادرش رو از دست داده و زندگیش بدون هیچ ارامشیِ ! پدرش هم بخاطر دوری از خاطرات همسرش به مسافرت های خارجی می ره و طنین می مونه تنهای تنها !! ماموریتی که بهش می خوره یک سال طول می کشه. و ...

برای مشاهده رمان کلیک کنید
رمان گرد پریشانی | هستی آذریان

دلارام دختری بیست وپنج ساله است که طی اتفاقاتی نوزادی را که به طور مشکوک گم شده بود پیدا می کند. او که همسر و دختر یک ساله اش را از دست داده در کنار مادرش زندگی می کند و زندگی اش را با کار کردن در مطب دکتر علی پور که از قضا از دوستان همسر مرحومش است تامین می کند.

برای مشاهده رمان کلیک کنید

افسانه

  • نام رمان : افسانه
  • نویسنده : سادات حسینی
  • صفحات : 48

#

خلاصه رمان : داستان در مورد دختری شهرستانی است که ازدواجی غیر سنتی می کنه و در زندگی مشترک درگیر مشکلاتی میشه ولی با توکل به خدا و پشتکار موفق میشه مشکلات رو پشت سر بزاره و زندگیشو بسازه

رمان عاشقانه

رمان

قسمتی از متن رمان : اردیبهشت سال 1380 بود به خاطر ماموریت پدرم مجبور بودیم دو سال در شهرستان نطنز زندگی کنیم. ما در یک آپارتمان سه خوابه زندگی می کردیم. پدرم مهندس راه و ساختمان بود و مادرم دبیر. یک خواهر کوچتر و یک برادر بزرگتر داشتم. ‌لعیا یکی از بهترین دوستام بود از بچگی تو شیراز با مادر و مادربزرگش تو يك خانة‌ 150 متری با یه حیاط خیلی زیبا و قدیمی یک کوچه پایین تر از خونه ما زندگی می کرد. پدرش سالها پیش فوت کرده بود و حالا او مجبور بود با مادر و مادربزرگش زندگی کند.

دانلود رمان

دانلود رمان عاشقانه

لینک های دانلود :
لینک های دانلود
به این رمان امتیاز دهید.
5 / 4
[ 6 رای ]
[ 17 امتیاز ]
بازدید : 1313 بار دسته بندی : دانلود رمان , دانلود رمان اجتماعی , تاريخ : دوشنبه 23 فروردين 1395 به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی