رمان
  • رمان عاشقانه
  • رمان طنز و کلکلی
  • رمان هیجانی
  • رمان اجتماعی

دانلود رمان عاشقانه

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر عاشقانه قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های عاشقانه می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده آرشیو رمان های عاشقانه

دانلود رمان طنز و کلکلی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر طنز قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های طنز می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های طنز و کلکلی

دانلود رمان هیجانی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر هیجانی و پلیسی قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های هیجانی می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های هیجانی

دانلود رمان اجتماعی

در قسمت زیر لینک تعدادی از بهترین رمان ها در ژانر اجتماعی قرار گرفته و با مراجعه به آرشیو رمان های اجتماعی می توانید به تمامی رمان ها در این موضوع دسترسی داشته باشید.

مشاهده رمان های اجتماعی

دانلود رمان آسمان آذر

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : zed.a

تعداد صفحات : 743

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

دانلود رمان آسمان آذر

خلاصه رمان :

ایمان و آذر با هم ازدواج میکنند ، دانشگاه قبول میشوند و مجبور به ترک دیار به سمت تهران. هر دو صاف و ساده و عاشق هستند. تنها و غریب و صدالبته بی پول!

با هم تلاش میکنند و با هم درس میخوانند. اما همه چیز خوب نمی ماند و کم کم آن زندگی ساده و صمیمی تحت تأثیر محیط قرار میگیرد.

دست در دست ما بگذارید ، پاسخگوی هر  سلیقه ای با بهترین قلمها هستیم . به ما بپیوندید تا لحظات شیرینی را برایتان رقم بزنیم .

برای ورود به انجمن رمان فوریو کلیک کنید


  • نقد این رمان

  • آثار دیگر این نویسنده

  • امتیاز این رمان

لینک های دانلود
به این رمان امتیاز دهید.
5 / 5
[ 176 رای ]
[ 734 امتیاز ]
دیدگاه های شما
fadiya fadiya می گه :

سلام
رمانتون فوق العاده گیرا بود البته یه جاهای خیلی کمی مشکلاتی داشت مثلا اونجا که میگه بونژوق مادمازل !مادمازل ینی دختر! برای یک زن لفظ مادام رو بکار میبرن ولی خب میگم که رمان اونقدر گیرا بود که شاید خیلی ها به این مشکلات کوچیک توجهی نکردن
ابتدا و اواسط عالی ولی پایان متوسط
به نظر من رمان نباید اینجا تموم میشد مثل اینکه یک زندگی نامه رو شروع به خوندن کنی و نویسنده فقط از ده سالگی تا بیست سالگی اون شخصونوشته باشه
تو رمان به خیلی چیزا اشاره نشد اینکه ماجرای ارمان و معصومه به اذر گفته نشد (البته تو پایان اشاره شد بعدها جانیار این ماجرارو میگه ولی خب اینکه عکس العمل اذر چی بود به نظرم توی رمان میومد جالب تر بود چون همه ی میگفتن اذر با فهمیدن حقیقت نابود میشه براش سخته) اینکه هنوز توی روستا اذر رو مقصر میدونن واینکه مگه ارمان و سهیلا عاشق هم نبودن؟خب درسته قانونشون ازدواج نبود اما وقتی ارمان تونست با معصومه ازدواج کنه چطور نمیتونست با سهیلا ازدواج کنه ولی خب درمورد ازدواج اذر و جانیار هم نظری نمیدم میشه گفتازدواج نکردنشون هم طبیعی و قابل باور بود

1396/4/29
افسانه افسانه می گه :

فرزانه خواهر سالاری منشی اذر بوده یعنی؟؟؟ اخرش که نوشت سالاری یعنی چی؟؟ در کل رمان خیلی زیبایی بوو

1396/4/25
Aysan Aysan می گه :

فوق العاده بود...این دومین رمانی بود که منو به شدت تحت تاثیر قرار داد...
مرحبا به نویسنده،تبریک میگم به این قلم زیبا...
کل داستان یک طرف و کلمه آخر هم یک طرف...
عالی بود...
مچکر...

1396/3/15
پریسا پریسا می گه :

رمان قشنگی بودولی ایمان خیلی نامرد بودااا

1396/1/13
Aida Aida می گه :

سلام تبریک میگم بهتون رمان بسیار واقعگرا و. زیبایی بود قلم خیلی خوبی داشت ثبات تا حدی درش رعایت شده بود یک جاهایی اغراق زیاد. شده بود. ولی در کل خوب بود. و پایان خیلی خوبی هم داشت ولی انگار در کل برداشت از یک داستانک بود

1395/12/28
زهرا زهرا می گه :

خوب نبود مرگ ایمان خیلی لوس بود ب نظرم ایمان زنده ميموند و آذر با اون یکی ازدواج میکرد جالب تر بود

1395/12/27
H N H N می گه :

خیلی قشنگ بود خیلی طبیعی بود ممنون از نویسندششکلک

1395/12/26
fateme_jonam fateme_jonam می گه :

این رمان عالیه ،اصلا بیسته
یه آغاز مناسب و یک پایان فوق العاد
بی صبرانه منتظر جلد دوم این رمان هستم

1395/12/25

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی